آیا ناخواسته ترس را در فرزندتان القا میکنید؟ ۸ رفتاری که اضطراب آنها را افزایش میدهد
زینب کامرانی: دکتر خدیجه بوث واتکینز، روانپزشک کودکان در بیمارستان عمومی ماساچوست، به «هافپست» توضیح میدهد: گاهی اوقات تعریف دقیق اضطراب در کودکان میتواند دشوار باشد، زیرا آنها بسته به سن و مهارتهای زبانی خود و نوع اضطرابی که تجربه میکنند، آن را به روشهای مختلفی ابراز میکنند. در حالی که برخی از کودکان از […]
زینب کامرانی: دکتر خدیجه بوث واتکینز، روانپزشک کودکان در بیمارستان عمومی ماساچوست، به «هافپست» توضیح میدهد: گاهی اوقات تعریف دقیق اضطراب در کودکان میتواند دشوار باشد، زیرا آنها بسته به سن و مهارتهای زبانی خود و نوع اضطرابی که تجربه میکنند، آن را به روشهای مختلفی ابراز میکنند.
در حالی که برخی از کودکان از درد معده و تپش قلب رنج میبرند، برخی دیگر کجخلقی یا وابستگی بیش از حد نشان میدهند، در حالی که برخی دیگر از شرکت در فعالیتها یا تعامل با همسالان خود دست میکشند.
بنابراین، کارشناسان نسبت به برخی از رفتارهای رایج و متداول والدین که میتواند اضطراب را در کودکان تشدید کند، هشدار میدهند.
رفتارهای والدین که باعث تشدید اضطراب کودک میشود
دکتر خدیجه میگوید: حتی اگر قصد ایجاد اضطراب نباشد، روشهایی وجود دارد که میتواند باعث ایجاد احساس اضطراب در کودکان و تقویت آن شود. از جمله مهمترین این موارد عبارتند از:
۱. تشویق فرزندتان به اجتناب: لورا لین نایت، مربی تربیتی، توضیح میدهد: کودکی که از اضطراب رنج میبرد، ممکن است برای یافتن آرامش، از موقعیتهایی که ترسهایش را برمیانگیزند، اجتناب کند. این رفتار ممکن است به صورت نامحسوس شروع شود، سپس با گذشت زمان بدتر شود.
نایت در این مورد مثالی میزند:
*کودک از رفتن به مدرسه احساس اضطراب میکند.
*او ترس خود را از سوار شدن به اتوبوس ابراز میکند.
*کودک معتقد است اگر یکی از والدینش او را به مدرسه برساند، احساس اطمینان خاطر خواهد کرد.
*او حتی پس از اینکه با ماشین به مدرسه میرود، متوجه میشود که احساس اضطرابش هنوز ادامه دارد.
*کودک از پدر یا مادرش میخواهد که او را تا درب کلاس همراهی کنند، به این امید که اضطرابش کاهش یابد.
اینچنین، اجتناب منجر به افزایش اضطراب میشود و میتواند بر اعتماد به نفس کودک تأثیر منفی بگذارد. نایت خاطرنشان میکند اکثر والدین، با مشاهده این رفتار، تمایل دارند به صورت خودکار به فرزندشان کمک کنند تا از آنچه او را نگران میکند، دوری کند، بدون اینکه متوجه باشند که به تداوم چرخه معیوب اضطراب دامن می زنند.
بنابراین، هدف از بین بردن هر گونه احساس ناراحتی یا پریشانی نیست، بلکه دستیابی به تعادل میان همدلی، درک و حمایت از یک سو و تشویق و ایجاد انگیزه تدریجی در کودک برای مقابله با آنچه او را نگران میکند از سوی دیگر است.

۲. تلاش برای پنهان کردن اضطراب: خدیجه واتکینز میگوید: اشکالی ندارد که با فرزندتان درباره نگرانیهای خودتان صحبت کنید. اگر او از اضطراب رنج میبرد، ممکن است برای او مفید باشد که بداند تنها نیست و شما درک میکنید که او چه چیزی را تجربه میکند. این امرباعث میشود احساس کند که مجبور نیست در سکوت رنج بکشد.
واتکینز توضیح میدهد: کودکان از اتفاقات محیط اطراف خود آگاه هستند، به سخنان ما گوش میدهند و زبان بدنمان را زیرنظر دارند. بنابراین، وقتی احساس اضطراب میکنیم، میتوانیم به فرزندانمان کمک کنیم تا احساسات خود را با موارد زیر مدیریت کنند:
*احساس اضطراب را سرکوب نکنیم یا وانمود نکنیم که وجود ندارد.
*ارائهی الگوی عملی برای استفاده از مهارتهای سازگاری و خویشتنداری.
*از این لحظات استفاده کنید تا با آنها درباره احساساتمان به شیوهای متناسب با سنشان صحبت کنیم.
دکتر آلوین توماس، استادیار مطالعات توسعه انسانی و خانواده در دانشگاه ویسکانسین، میگوید: اشکالی ندارد که مثلاً به فرزندتان بگویید به خاطر اینکه به چیزی امید داشتید و آن اتفاق نیفتاد، احساس ناراحتی میکنید. این کار دایره لغات عاطفیاش را غنی میکند، به او میآموزد که چگونه احساساتش را بیان کند و الگویی عملی از معنای احساس ناامیدی در اختیارش قرار میدهد.
۳. بیتوجهی و غفلت از صحبت کردن درباره احساسات: لوئیز لاکهارت، روانشناس کودک، به والدین توصیه میکند که فرزندشان را تشویق کنند و به او فضا بدهند تا احساس اضطراب، تنش یا عصبی بودن خود را بیان کند، زیرا ممکن است او کاملاً از آنچه احساس میکند آگاه نباشد یا معنای آن را نفهمد.
میتوان در ۳ مرحله به او کمک کرد:
۱. احساسات کودک را بر اساس مشاهدات خود بررسی کنید. مثلاً به او بگویید: «به نظر میرسد که از رفتن به داخل آب ناخرسند هستی.» یا «آیا به خاطر ترس از رفتن به کلاس، مدام قدم میزنی؟» یا «از اینکه بدون من به مهمانی میروی، نگران هستی؟»
۲. با گفتن سخنی شبیه به این جملات، نشان دهید که احساسات او را درک میکنید:«میفهمم چه احساسی داری، اشکالی ندارد. بعضی افراد هم مثل شما فکر میکنند و به کمی زمان نیاز دارند.»
۳. با نشان دادن اینکه شما برای حمایت و تشویق او آنجا هستید، با هم به دنبال راه حل فکر باشید. برخی از مکانیسمهای مقابلهای که برای مواجهه با احساسات دشوار خود استفاده میکنید را با او در میان بگذارید؛ مانند نفس عمیق کشیدن و برنامهریزی یک فعالیت سرگرم کننده و لذتبخش که کمی حواس او را پرت می کند، بدون اینکه مشکل را برای او حل کنید.

۴. بیش از حد محتاط بودن: هشدارهای بیش از حد در واقع میتواند تردید و اضطراب کودکان را افزایش دهد.
جنی یپ، روانشناس و نویسنده، توضیح میدهد: وقتی بیش از حد از فرزندانمان محافظت میکنیم و بارها خطرات احتمالی را به آنها یادآوری میکنیم، ممکن است ناخواسته اضطرابشان را افزایش دهیم.
به جای تکرار عباراتی مانند «مراقب باش، میافتی»، بهتر است به فرزندتان کمک کنید تا به صورت واضح و قانعکنندهای بفهمد که چرا این رفتار خطرناک است.
برای مثال، میتوانیم به او بگوییم:
*از روی میز نپرید.
*میز جای بازیگوشی یا بالا و پایین پریدن نیست.
*کف زمین سفت است و اگر بیفتید ممکن است آسیب ببینید.
*این آسیبدیدگی ممکن است نیاز به مراجعه به اورژانس داشته باشد.
کریستین گرینگ، متخصص آموزش، میگوید: توضیح دادن منطقی استدلالهایتان به فرزندان، آنها را قادر میسازد تا مسائل را درک کنند و اعتماد به نفس لازم برای تصمیمگیریهای درست را در خود تقویت کنند.
مجهز کردن کودکان به ابزارهایی که برای یافتن راهحلها و مواجهه با چالشها نیاز دارند، مفیدتر از این است که آنها را با فهرستی از تمام خطرات دنیا غرق کنیم.
۵. نتایج را تحسین میکنید، نه تلاش را: کنیشا مکبراید، روانشناس بیمارستان کودکان بوستون، توضیح میدهد تشویق کودکان به پیشرفت تحصیلی بسیار مهم است، اما به همان اندازه مهم وضروری است که تلاشهایشان را تحسین و قدردانی کنیم و به آنها یادآوری کنیم که صرف نظر از همه چیز، در هر صورت دوست داشته میشوند و برایشان ارزش قائل هستیم. بسیاری از کودکان از این میترسند که اگر در همه چیز بهترین نباشند، والدین خود را ناامید کنند.
تحقیقات منتشر شده توسط دانشگاه استنفورد در سال ۲۰۰۷ نشان داد تمرکز بر تلاش به جای نتیجه، به کاهش استرس و فشارهای منفی کمک میکند و باعث میشود کودکان درک کنند که ارزش آنها به موفقیت و برتری دائمیشان بستگی ندارد.
بنابراین، کریستین گرینگ، متخصص آموزش، توصیه میکند تلاش کودک را تحسین کنید به طوری که احساس کند صرف نظر از نتیجه، دوست داشته شده و پذیرفته شده است؛ این کار حس امنیت او را افزایش داده و به کاهش اضطرابش کمک میکند.

۶. اضطراب و سوالات هدایتکننده: مکبراید به والدین توصیه میکند در برابر وسوسه پرسیدن سوالات تکراری درباره هر چیزی که فکر میکنند ممکن است فرزندانشان را نگران کند، مقاومت کنند، زیرا این سوالات میتوانند احساسات منفیشان را تشدید کند یا ترسهایی را در آنها ایجاد کند که قبلاً هرگز به آنها فکر نکرده بودند.
برای مثال، وقتی به فرزندتان میگویید: «آیا نگران هستید که دوستان نزدیکتان به این سفر نمیروند؟»، این سوال ممکن است به او القا کند که موقعیت واقعاً استرسزا و متشنج است.
۷. اتخاذ رویکرد اقتدارگرایانه: لوئیز لاکهارت توضیح میدهد قوانین سختگیرانه، فریاد زدن و تنبیههای زیاد، در غیاب گرمی و عدم ارتباط میان والدین و فرزند، میتواند اضطراب او را افزایش دهد. این امر باعث میشود او از اشتباه کردن بترسد و احساس امنیت خود را از دست بدهد.
۸. ارسال پیامهای متناقض: بسیاری از والدین به فرزندانشان میگویند که از دوران کودکی خود لذت ببرند، اما همزمان از آنها میخواهند که دائماً برای آزمونها آماده شوند و به نتایج عالی دست یابند.
جنی یپ توصیه میکند از این پیامهای متناقض اجتناب کنید، زیرا میتوانند باعث سردرگمی، عدم اطمینان کودک شده و اضطراب او را افزایش دهد.
منبع: الجزیره
۴۷۲۳۲









ارسال دیدگاه